<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1398</YEAR>
<VOL>4</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>315</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی فرایندهای کشش جبرانی و حذف در گویش کُرمانجی با تأکید بر نظریة مورایی</TitleF>
				<TitleE>The study of the phonological processes of compensatory lengthening and elision in the Kormanji dialect with an emphasis on the Moraic theory</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5814.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2018.28176.1080</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>«کُردی» یکی از زبان‌های پرگویشور در چهار کشور است. این زبان در ایران و در استان‌هایی نظیر کردستان، ایلام، کرمانشاه، همدان، آذربایجان غربی و شمال خراسان دارای لهجه‌های گوناگونی است که دو گویش «کُرمانجی» و «سورانی» پرتکلم‌ترین گویش‌های آن به شمار می‌روند. در حقیقت «گویش‌ها» شاخه‌هایی هستند که از یک زبان واحد منشعب شده‌اند اما از نظر آوایی، واژگانی و ساختاری با یکدیگر تفاوت دارند. هدف از انجام این پژوهش بررسی برخی از فرایندهای پربسامد در گویش کُرمانجی برحسب «نظریة مورایی» است. این پژوهش به دنبال پاسخ‌دادن به این پرسش است که آیا فرایندهای «کشش جبرانی» و «حذف» در این گویش و در نظریة مورایی قابل تبیین هستند یا خیر. به منظور پاسخ به این پرسش، داده‌ها با استفاده از روش میدانی، از طریق ارائة پرسشنامه به گویشوران بومی و همین‌طور بهره‌گیری از پایان‌نامه و منابع مکتوب گردآوری شد. در ادامه، پس از بیان پیشینه و معرفی نظریة مورایی، تحلیل داده‌ها از طریق گزینش نمونه‌های مناسب برای هر فرایند و بررسی آن‌ها در نظریة مورایی انجام شد. یافته‌ها نشان داد که این فرایندها قابلیت تبیین در نظریة مورایی را دارند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Kurdish is a widely spoken languages in four countries. This language has different dialects in some provinces of Iran such as Kurdistan, Ilam, Kermanshah, Hamedan, West Azerbaijan and Northern Khorasan. The two dialects of &quot;Kormanji&quot; and &quot;Surani&quot; are the most widely spoken ones in those provinces. &quot;Dialects&quot; are branches ramifying out of a single language but have phonetic, lexical and structural differences. The purpose of this research is to study some of the most frequent processes in the Kormanji dialect with regard to the &quot;Moraic theory&quot;. The question of whether &quot;compensatory lengthening&quot; and &quot;deletion&quot; in this dialect and in the above theory are explainable is dealt with in this research. To answer this question, employing the field method, the data were collected through questionnaires answered by the native speakers and then the thesis and written sources were used. In the following, after describing the background of Moraic theory and its background, data analysis was performed through selected appropriate samples for each process and then their examination was done via the Moraic theory. In the end, it was concluded that theses processes are explainable in the framework of the Moraic theory.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>25</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قطبی کریمی</Family>
						<NameE>Tahereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghotbi Karimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه علمی کاربردی واحد 18 تهران ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tahereh_ghotbi89@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدجواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حجازی</Family>
						<NameE>Mohammad Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hejazi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه آزاد قم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hejazi_mj@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مینا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مهدیخانی</Family>
						<NameE>Mina</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahdikhani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه فرهنگیان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mahdikhani_mina@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حذف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان کُردی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کشش جبرانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گویش کُرمانجی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نظریة مورایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>امامی، حسن و مهدی سبزه. (1392). مقایسه نظام آوایی گویش کُرمانجی خراسانی و کردی ایلامی. فرهنگ ایلام، دوره 14- شماره 40 و 41، پاییز و زمستان، صص 68-80.##حق‌شناس، علی‌محمد. (1378). آواشناسی (فونتیک). تهران: آگاه.## خانلری،  پرویز. (1373). دستور تاریخی زبان فارسی. تهران: توس.##درزی، علی. (1375). کشش جبرانی مصوت‌ها در فارسی محاوره‌ای امروز. مجلة زبا‌ن‌شناسی، 6 (10)، صص، 58-75.##زمردیان، رضا. (1368). بررسی گویش قاین. مشهد: آستان قدس رضوی.##سامارین، ویلیام. (1362). زبان شناسی علمی. ترجمه لطیف عطاری. تهران: انتشارات نشر دانشگاهی.##صدیق زاهدی، محمد و بتول علی‌‌‌‌‌‌نژاد. (1388). تحلیل مورایی کشش جبرانی واکه در گویش کردی سورانی. مجله پژوهش‌‌‌‌‌‌های زبان‌شناسی، 1، صص. 27-46.##علی‌آبادی، علی. (1375). مونوگرافی روستای علی‌آباد. پایان‌نامة کارشناسی علوم اجتماعی، دانشگاه شاهد تهران.##قنبری بگلر، جواد. الیاسی، محمود. و ایزانلو، علی. (1392). بررسی تفاوت‌های گویش کُرمانجی بیگلر با گویش‌های کُرمانجی مجاور. زبان‌شناسی و گویش‌های خراسان، 5 (8)، صص 1-19.##کردزعفرانلو کامبوزیا، عالیه. (1385). واج‌شناسی رویکردهای قاعده ‌‌‌‌‌‌بنیاد. تهران: انتشارات سمت.##کردزعفرانلو کامبوزیا، عالیه و علوی، فاطمه. (1383). واج‌‌‌‌‌‌شناسی مورایی و ساخت هجا در زبان فارسی. مجموعه مقالات دانشگاه علامه طباطبایی، 186، صص 249- 264.##کلباسی، ایران. (1388). فرهنگ توصیفی گونه‌های زبانی ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیلی رده‌شناختی بر ترتیب واژگانی و مطابقه در گویش اِوَزی</TitleF>
				<TitleE>A Typological Study on the Word Order and Agreement Patterns in Evazi Dialect</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5838.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.30372.1097</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>هدف از نگارش این مقاله ارائة تحلیلی رده‌شناختی بر ترتیب واژگانی و مطابقه در گویش اِوَزی، از گویش‌های جنوب استان فارس، است. این گویش، در نظام مطابقه و ترتیب واژگانی ویژگی‌هایی متمایز نسبت به فارسی معیار اما متشابه با برخی دیگر از گویش‌های استان فارس از جمله لارستانی، خُنجی، بَستکی، بیخه‌ای و گراشی را آشکار می‌سازد. مبنای نظری تحقیق حاضر بررسی و تحلیل 22 مؤلفة رده‌شناختی ترتیب واژة درایر  (1992) و دبیرمقدم (1392) است. در بررسی همبستگی میان ترتیب فعل و مفعول و دیگر واحدهای دوگانه از عناصر دستوری در گویش اِوَزی، به بررسی انواع مطابقه و ترتیب واژگانی در این گویش پرداخته شده است. به دنبال آن، پارامترهای مدنظر در قالب 22 مؤلفة ترتیب واژگانی و 3 نوع مطابقه در 61 نمونة گویشی ارائه می‌شود و در قالب 23 جدول مورد تحلیل قرار می‌گیرد. نتایج این پژوهش نمایان‌گر آن است که نظام مطابقه در گویش اِوَزی پیش‌بست‌های مطابقه با فاعل فعل‌های متعدی و پی‌بست‌های مطابقه با فعل‌های لازم و متعدی را آشکار می‌سازد. بر این اساس فاعل فعل‌های لازم و فاعل فعل‌های متعدی از لحاظ مطابقه به صورت پی‌بست‌های مطابقة یکسان بر روی فعل تجلی پیدا می‌کنند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The purpose of the present study is a typological analysis on word-order and agreement in Evazi dialect, one of the dialects in the south of Fars province. This dialect has shown interesting characteristics in agreement system and word-order which is different from standard Farsi but similar to some other dialects in Fars such as Larestani, Khonji, Bastaki, Bikhei and Gerashi. The research is theoretically based on Dryer (1992) and Dabirmoghadam (1392) in investigating and analyzing 22 typological components of word order in the dialect under investigation. Accordingly, the considered parameters are analyzed in the form of the above 22 word-order components and 3 agreement types which is exemplified in 61 dialect samples and further illustrated in 23 tables within the paper. The research results demonstrates that the agreement system in Evazi dialect reveals a proclitic agreement with the subject of transitive verbs, and suffixal agreement with transitive and intransitive verbs according to which, the subjects of both intransitive and transitive verbs are shown in suffixed forms on the verbs in its agreement system.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>27</FPAGE>
						<TPAGE>57</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهسا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کمال پور</Family>
						<NameE>mahsa</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>kamalpoor</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه آزاد اسلامی استان قم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kamalpoormahsa58@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مهین ناز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میردهقان</Family>
						<NameE>Mahinnaz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mirdehghan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mahinnaz.mirdehghan@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تحلیل رده‌شناختی گویشی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گویش اِوَزی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مؤلفه‌های ترتیب واژگانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مطابقة فاعل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مطابقة مفعول</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی‌پور، طاهره. (1372). آرایش سازه‌ها در زبان فارسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##بابایی‌بزار، پروانه. (1374). بررسی گویش دزفولی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. شیراز: دانشگاه شیراز.##خضری، محمدنور. (1377). گذری بر فرهنگ مردم اوز (لارستان). شیراز: انتشارات نوید.##دبیرمقدم، محمد. (1392)، رده‌شناسی زبان‌های ایرانی. ج.2. تهران: انتشارات سمت.##دستجردی‌کاظمی، مهدی. (۱۳۹۰). توصیفی از گفتار دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی در نظریه نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی: فرانقش متنی. زبان‌پژوهی، 3 (5)، صص. 93-۱۳۱.##راستی‌بهبهانی، امید. (1388). گویش بهبهانی؛ دستور صرفی، واژگان معمول. تهران: طرح و اجرای چاپ.##راستی‌بهبهانی، امید. (1391). بهبهانی، گویش یا لهجه؟ بررسی ساختار صرفی فعل در زبان محلی بهبهانی. ادبیات و زبان‌های محلی ایران، 3، صص. 61-84.##رضاپور، ابراهیم. (1393). ترتیب واژگانی در سمنانی از منظر رده‌شناسی زبان. جستارهای زبانی، 5، صص. ۱۶۹-۱۹۰.##شریفی، شهلا. (1383). توصیف و تبیین آرایش واژه‌ها در فارسی معاصر بر اساس ملاحظات رده‌شناختی. رسالة دکتری. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.##شریفی، شهلا. (1387). آرای هاوکینز در حوزۀ رده‌شناسی و بررسی انطباقیا عدم انطباق این آرا بر آرایش واژه‌ها در زبان فارسی. زبان و زبان‌شناسی، 4، صص. 78-96.##شریفی، شهلا. و اخلاقی، الهام. (۱۳۹۲). معرفی رویکرد معیار در رده‌شناسی صرفی و نمود آن در برخی گویش‌ها و زبان‌های رایج در ایران. زبان‌پژوهی، ۹، صص. ۴۷-۷۰.##شقاقی، ویدا. (1394). وند گروهی. زبان و زبان‌شناسی، ۱۷، صص. ۱-۲۶.##کدخدای طراحی، مهدی. (1385). دستور لهجه شوشتری. رسالة دکتری. تهران: دانشگاه تهران.##گرامی، شهرام. (1385). توصیف دستگاه فعل در گویش بهبهانی. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. ویژه‌نامه زبان انگلیسی و زبان‌شناسی. 1، صص 108-126.##گلفام، ارسلان. (1379). شباهت­ها و تفاوت­های زبانی: جهانی­ها و رده­شناسی. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 155 (979).##معماری، مهران. (1389). بررسی و توصیف زبان­شناختی گویش بهبهانی. اهواز: کردگار.##میردهقان، مهین­ناز. (1387). حالت­نمایی افتراقی در زبان­های هندی/ اردو. پشتو و بلوچی. در چارچوب بهینگی واژنقشی. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.##میردهقان، مهین­ناز. و مهمانچیان ساروی، شیرین. (1390). آرایش واژگانی در جملات خبری گویش آتنی (ساروی) در چارچوب نظریة بهینگی. جستارهای زبانی. 3. صص. 53-83.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی مولکول‌های معنایی نام جانوران بوشهر و شهرکرد: رویکردی معنایی ـ شناختی</TitleF>
				<TitleE>Exploring the Semantic Molecules of Animal Names from Bushehr and Shahrekord: A Cognitive-Semantic Approach</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5837.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33332.1127</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مقالة حاضر به بررسی و مقایسة مولکول‌های معنایی نام 35 جانور در بوشهر و 35 جانور در شهرکرد بر اساس رویکرد معنایی-‌شناختی هسییه (2006) می‌پردازد. داده‌های ‌پژوهش از پاسخ 100 گویشور بوشهری و 100 گویشور شهرکردی و بررسی منابع نوشتاری هم‌چون کتاب‌های ضرب‌المثل، شعر، داستان و مانند آن به دست آمد. در این پژوهش ابتدا نام‌های پرکاربرد در گفتار روزمره از میان نام جانوران بومی استخراج شد، سپس پرسش‌هایی در قالب پرسشنامه از گویشوران اصیل و بومی هر منطقه دربارة جانوران پرسیده شد. از طریق تحلیل داده‌های ‌پرسشنامه برای هر جانور یک یا چند مولکول معنایی به دست آمد. سپس برای هر مولکول معنایی به تفکیک نام جانور و منطقه، استعاره‌های ‌زیربنایی متناسب شناسایی شد. رفتار و عادت، ظاهر، هوش، غذا و عادت غذاخوردن، کاربرد، ویژگی‌های برجسته، معنای متداعی و معنای قراردادی از جمله استعاره‌های ‌زیربنایی برای طبقه‌بندی مولکول‌های معنایی جانوران می‌باشند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استعارة زیربنایی «رفتار و عادت» در دو منطقه بیش‌ترین کاربرد را در توصیف مولکول‌های معنایی جانوران دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The present paper examines the semantic molecules of 35 animal names in Bushehr and 35 animal names in Shahrekord based on Hsieh&#039;s semantic-cognitive approach (2006). The research data was obtained from the responses of 100 Bushehri speakers and 100 Shehrekordi speakers and the study of written sources such as proverb books, poetry, stories and the like. In this research, frequently used animal names in the everyday speech of the two areas were extracted, then questions were asked in the form of a questionnaire from the native speakers of each region about the animals. By analyzing the data of the questionnaire, one or more semantic molecules were obtained for each animal. Then, for each semantic molecule, the corresponding basic metaphors were identified. Behavior and habit, appearance, intelligence, food and eating habits, usage, outstanding features, connotative meaning and contractual meaning are among the metaphors for classification of the semantic molecules of the animals. The results of the research show that the metaphor of habit and behavioral metaphor in the two regions has the highest frequency for describing the semantic molecules of the animals.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>59</FPAGE>
						<TPAGE>85</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهناز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طالبی دستنایی</Family>
						<NameE>Mahnaz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Talebi Dastenaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه الزهرا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.talebi@alzahra.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فریبا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قطره</Family>
						<NameE>Fariba</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghatreh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه الزهرا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>faribaghatreh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>استعاره‌های ‌زیربنایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرازبان معنایی طبیعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جانوران</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>معناشناسی شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مولکول‌های معنایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>معظمی، محسن. (2010). بررسی تطبیقی کاربرد معانی مجازی نام سگ در اصطلاحات، تعبیرات و ضرب‌المثل‌های زبان‌های فارسی و روسی. همایش نقش زبان و فرهنگ در چشم‌انداز توسعه روابط ایران و روسیه. دانشگاه گیلان.##نخاولی، فاخته. (1390). بررسی کاربرد مجازی نام حیوانات در ضرب‌المثل‌های فارسی و تحلیل برخی ویژگی‌های نحوی آنها با رویکرد شناختی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد.##هاشم‌زی، میترا. (1393). بررسی شناختی ضرب‌المثل‌های مربوط به حیوانات در زبان‌های فارسی و انگلیسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد: دانشگاه سیستان و بلوچستان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی عملکرد فرایندهای تضعیف در گویش‌های ایرانی</TitleF>
				<TitleE>A Survey on Function of Lenition Processes in Iranian Dialects</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5813.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33447.1130</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>این مقاله به فرایندهای تضعیف ‌بر اساس چارچوب نظری واج‌شناسی زایشی می‌پردازد تا به این پرسش‌ها پاسخ دهد که فرایندهای واجی چگونه به عنوان تضعیف در گویش‌های ایرانی عمل می‌کنند؛ به بیان دیگر، داده‌ها چگونه می‌توانند عملکرد فرایندهای تضعیف را در گویش‌های ایرانی نشان دهند و فرایندهای تضعیف در چه بافت‌هایی اتفاق می‌افتند. بدین منظور یک انگارة ترکیبی از فرایندهای تضعیف ‌بر اساس الگوی واجی زبان فارسی مطالعه شد و در نهایت پربسامدترین فرایندهای تضعیف انتخاب شدند. شش گویش از 25 گویش مورد تحقیقی که در آن‌ها فرایندهای تضعیف بیش‌تر دیده می‌شد به همراه گونة معیار فارسی انتخاب شدند. نحوة جمع‌آوری داده‌ها ‌بر اساس مطالعة میدانی شکل گرفت. برای پی‌بردن به چگونگی عملکرد فرایندهای تضعیف در زبان فارسی و به‌ منظور تشخیص صورت زیربنایی و به تبع آن صورت روساختی و همچنین بافت‌هایی که فرایندهای تضعیف در آن‌ها رخ می‌دهند، هر یک از این فرایندها در گونه‌های منتخب مطالعه شد. داده‌ها علاوه بر نشان‌دادن چگونگی عملکرد فرایندها، بیانگر تمایل فرایندهای تضعیف به قرارگرفتن قبل از واکه، بین دو واکه و در موقعیت پایانی هستند. همچنین از بین این سه موقعیت، موقعیت پایانی از بسامد بالایی در گویش‌های منتخب زبان فارسی برخوردار است. این موضوع با نظر کنستوویچ هم‌راستا می‌باشد که بیان می‌کند پایان کلمه موقعیت خوبی برای تضعیف است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>This study deals with lenition processes according to the theoretical framework of generative phonology to answer the following questions: How are lenition phonological processes applied in Iranian dialect? In other words, how do the data support the application of lenition processes in Iranian dialects? In which contexts do lenition processes apply in Iranian dialects? The synthetic model of phonological processes is investigated according to the phonological pattern of Persian; finally the most frequent lenition processes are selected. To see how these processes are applied in Persian as lenition, Standard Persian and nine dialects out of twenty five dialects which show these processes are selected. The data are gathered in a field study. Then, each of the lenition processes is probed on the Persian varieties to find the alternatives and underlying forms which are important to decide how the lenition processes are applied, and to find the positions in which lenition processes take place. The collected data support the lenition processes in Persian. The data show that the lenition processes tend to occur in postvocalic, intervocalic and final positions and the final position has the highest frequency. This supports Kenstowichz’s claim that the word final position is the typical position for lenition.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>87</FPAGE>
						<TPAGE>111</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمود</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مبارکی</Family>
						<NameE>Mahmoud</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mobaraki</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه جهرم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmobaraki@jahromu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ابوالفضل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مصفا جهرمی</Family>
						<NameE>Abolfazl</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mosaffa Jahromi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه جهرم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.mosaffa.jahromi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>انگارة ترکیبی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرایندهای تضعیف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گویش‌های ایرانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نظام واجی زبان فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واج‌شناسی زایشی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>بی‌جان‌خان، محمود. (1384). واج‌شناسی نظریه بهینگی. تهران: سمت.##بیکس، رابرت. (1389). درآمدی بر زبان‌شناسی تطبیقی زبان‎های هند و اروپایی.ترجمة اسفندیار طاهری، تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##حق‌شناس، علی محمد. (1376). آواشناسی عمومی. تهران: انتشارات آگاه.##کرد زعفرانلو کامبوزیا، عالیه. (1385). تصحیح و نقدی بر مقاله محمدرضا مجیدی و المار ترنر. زبان و زبان‌شناسی. 2 (3).##کریستال، دیوید. (1385). انقلاب زبانی. ترجمة شهرام نقش تبریزی، تهران: انتشارات ققنوس.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مطالعة موردی زبان‌پریشی دوزبانة کردی-فارسی (با تأکید بر مقایسة کاربرد کلمات دستوری و واژگانی)</TitleF>
				<TitleE>A Case Study of Bilingual Aphasia (in Comparing the Usage of Content and Function Words): A Kurdish-Persian Case</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5811.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33471.1131</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>زبان‌پریشی دوزبانه، به عنوان یکی از مباحث چالش­برانگیز در روان‌شناسی زبان، در کشور ما چندان مورد توجه واقع نشده است. تحقیقات زبان‌پریشی انجام‌شده در ایران عمدتاً تک‌زبانه و بر زبان فارسی متمرکز بوده‌اند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آن است تا نشانگان زبان‌پریشی والگوهای بهبود زبانی را در یک گویشور زبان­پریش دوزبانة کرد-فارس مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش تحلیل و مقایسة استفاده از کلمات واژگانی و کلمات دستوری در کلام خودانگیختة این بیمار زبان­‌پریش است که در جریان مکالمه­ای جمع‌آوری شده است که موضوعات و سوالات آن برگرفته از بخش صحبت‌کردن آزمون معیارشدة BAT پارادی (1987) است. یافته‌های این مطالعة موردی، به عنوان نمونه­ای از زبان‌پریشی بروکا، نمایانگر آن است که الگوی بهبود نهایی در بیمار مورد بررسی الگویی غیرموازی است، که در آن زبان دوم (فارسی) در مجموع بهتر از زبان اول (کردی) بهبود یافته است. در هر دو زبان استفاده از کلمات واژگانی بیش‌تر از کلمات دستوری است و در زبان اول کاربرد کلمات دستوری در مقایسه با زبان دوم بیش‌تر می‌باشد. این در حالی است ‌که در خصوص کلمات واژگانی عکس این مطلب صادق است. شیوه‌های متفاوت یادگیری و به‌کارگیری دو زبان و تفاوت‌های ساختاری دو زبان کردی و فارسی به عنوان عوامل مؤثر در تفاوت الگوی بهبود در نظر گرفته شده است که ‌می‌تواند علاوه بر ذهنیت‌بخشیدن به مطالعات آتیزبان‌شناختی و روان‌شناختی زبان، به بازنگری در شیوه‌های آموزش زبان دوم و توجه بیش‌تر به آموزش زبان‌های بومی منجر ‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Bilingual Aphasia, as one of the challenging issues in psycholinguistics, has not been received the attention it deserves in Iran. Following the call for more reflection on bilingual aphasia in different languages, the present study seeks to investigate the manifestations of aphasia in the spontaneous speech of a bilingual Kurdish-Persian individual who was diagnosed with Broca&#039;s aphasia and to illuminate the recovery pattern of languages by scrutinizing the comparison between content and function word usage. To assess her linguistic competence, the standardized versions of the Bilingual Aphasia Test (Paradis, 1987) were administered. The results indicate non-parallel recovery of languages post-stroke, with L1 (Kurdish) less recovered than L2 (Persian). As far as the assessment of content words is concerned, they are used more than function words in both languages. In L1 (Kurdish) function words are used more than content words, while the opposite is found in L2 (Persian).</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>113</FPAGE>
						<TPAGE>132</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهین ناز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میردهقان</Family>
						<NameE>Mahinnaz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mirdehghan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mahinnaz.mirdehghan@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرخ نژاد</Family>
						<NameE>zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>farokhnezhad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zfnezhad@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اکبری</Family>
						<NameE>Mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Akbari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohsena719@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان‌پریشی دوزبانه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان‌پریش بروکا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فارسی-کردی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلمات واژگانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلمات دستوری</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ترتیب ‌واژه‌ در ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بهبهانی ‌از‌ منظر‌‌ رده‌شناسی ‌زبان</TitleF>
				<TitleE>Word Order Typology of Behbahani</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5833.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33590.1133</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بهبهانی متعلق به شاخة جنوبی زبان‌های ایرانی غربی است که به لحاظ رده‌شناسی «ترتیب واژه» کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. شهر بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان قرار دارد. مردم این شهر به بهبهانی گفت‌وگو می‌کنند. این مقاله وضعیت رده‌شناختی ترتیب واژه را در بهبهانی بر اساس 24 مؤلفة رده‌شناختی درایر با دو ردة فعل‌میانی و فعل‌پایانی در منطقة زبانی اروپا-آسیا و کلیة مناطق زبانی جهان بررسی کرده است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهند که هرچند بهبهانی آمیخته‌ای از مؤلفه‌های رده‌شناختی فعل‌پایانی و فعل‌میانی است، اما گرایش زیادی به مشخصه‌های رده‌شناختی زبان‌های فعل‌میانی دارد‌‍‌. بهبهانی علی‌رغم این‌که در بسیاری از مؤلفه‌های رده‌شناختی مزبور به فارسی شباهت دارد، اما در برخی از ویژگی‌های دستوری، مثل فقدان فعل‌های کمکی مستقل برای بیان زمان آینده، فقدان نمود مستمر در زمان‌های حال و گذشته، و همچنین، نبود‌ نشانة مفعول صریح، با زبان فارسی تفاوت دارد. در این پژوهش داده‌های زبانی گردآوری‌شده از گویشوران بهبهانی، با استفاده از پرسشنامه، مطابق با معیارهای زبان‌شناسی و شّم زبانی آن‌ها، توصیف و تحلیل شده‌اند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Behbahani belongs to the southwest Iranian languages the word order of which has rarely been studied from a typological viewpoint. This paper examines the typological status of word order in Behbahani based on Dryer’s 1992 paper on  twenty four word order criteria concerning VO versus OV typological language dichotomy in Eurasia, that is, Behbahani’s language area and all the language areas of the world. The results show that although Behbahani does have word order typological criteria of VO versus OV languages, it tends to have more of VO typological properties. Although Behbahani is similar to modern Persian in many of its word order criteria, it lacks a case marker for the direct object and independent auxiliaries for future tense as well as the progressive aspect. Based on the questionnaire method of data collection, the data description and analysis was done using the speakers&#039; linguistic intuitions and linguistic criteria.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>133</FPAGE>
						<TPAGE>165</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شهرام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گرامی</Family>
						<NameE>shahram</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>gerami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشکدۀ فنی شهید باهنر شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shahramgr21@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جفت‌‌های همبستگی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>چپ انشعابی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>راست انشعابی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سوی انشعاب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مؤلفه‌های رده‌شناختی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی‌پور، طاهره. (1372). آرایش سازه‌ها در فارسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه‌ طباطبایی.##حامدی شیروان، زهرا. (1395). بررسی آرایش واژه‌ها و حالت‌نمایی در گویش‌‌های فارسی خوزستان از منظر رده‌شناختی. پایان‌نامة دکتری زبان‌شناسی همگانی. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.##حامدی شیروان، زهرا.، شریفی، شهلا. و الیاسی، محمود. (1394). بررسی و توصیف واژه‌بست‌های ضمیری در گویش بهبهانی. جستارهای زبانی، ۷ (۴)، صص. ۱۲۵-۱۴۷.##حامدی شیروان، زهرا.، شریفی، شهلا. و الیاسی، محمود. (1394). بررسی و توصیف حالت‌نمایی در چهار گویش فارسی خوزستان از منظر رده‌شناسی زبان. مطالعات زبان‌ها و گویش‌های غرب ایران، 2 (8)، صص. 1-23.##دبیرمقدم، محمد. (1376). فعل مرکب در زبان فارسی. زبا‌‌نشناسی. سال 12 (1 و2)، 2-46.##دبیرمقدم، محمد. (1392). رده‌شناسی زبان‌های ایرانی. 2 جلد. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).##راستی بهبهانی، امین. (1388). گویش بهبهانی، دستور صرفی، واژگان معمول. تهران: طرح و اجرای کتاب.##راستی بهبهانی، امین. (1391). بهبهانی؛ گویش یا لهجه؟ (بررسی ساختار صرفی فعل در زبان محلی بهبهانی). ادبیات و زبان‌های محلی ایران زمین، 2 (3)، صص 61-84.##راسخ‌مهند، محمد. (1382). قلب نحوی در زبان فارسی. پایان‌نامه دکتری. تهران: دانشگاه علامه طباطبائی.##رضاپور، ابراهیم. (1394). ترتیب واژه در سمنانی از منظر رده‌شناسی زبان. جستارهای زبانی، 6 (5).##رضایی، والی.، بهرامی، فاطمه.‌ (1394). مبانی رده‌شناسی زبان. تهران: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.##شجاعی، ماهرخ. (1396). آرایش سازه‌ها در زبان فارسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##شرفیان، پروین. (1390). تطابق اصطلاحات، کنایات و ضرب‌المثل‌های بهبهانی با ضرب‌المثل‌های فارسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. اهواز: دانشگاه پیام نور.##فیض‌بخش، هدی. (1394). ترتیب بی‌نشان و نشان‌دار سازه‌ها در کردی اردلانی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##گرامی، شهرام. (1385). توصیف دستگاه فعل در گویش بهبهانی. مجلة علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، 23 (1).##محمدیان، خیراله. (1394). توصیف همزمانی ساخت‌واژة گویش بهبهانی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. یاسوج: دانشگاه یاسوج.##محمودوف، حسن. (1365). ترتیب توالی کلمات در جملات سادة دو ترکیبی فارسی. ترجمة احمد شفایی. مجلة زبان‌شناسی، 3 (1)، صص. 53-66.##معماری، مهران. (1375). بررسی و توصیف زبان‌شناختی گویش بهبهانی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. اصفهان: دانشگاه اصفهان.##معماری، مهران. (1389).  بررسی و توصیف زبان‌شناختی گویش بهبهانی. اهواز:  انتشارات کردگار.##منصوری، مهرزاد. (1384). گروه پوسته‌ای در زبان فارسی. پایان‌نامة دکتری. تهران: دانشگاه علامه‌ طباطبایی.##نشاطی، فرخنده. (1395). بررسی دستور زبان گویش بهبهانی در آثار برجستة شاعران محلی‌سرا. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. اهواز: دانشگاه شهید چمران.##واحدی لنگرودی، محمدمهدی. (1381). ترتیب اصلی کلمات در جملات ساده و جفت های همبستگی در گویش گیلکی لنگرود. پژوهش زبان‌های خارجی، 13، صص. 151-175.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مقوله‌های واژ-نحوی اسم در بشاگردی جنوبی</TitleF>
				<TitleE>Noun Inflectional Categries in South Bashagardi</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5810.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33635.1135</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>کاوش در نظام اسم بشاگردی جنوبی نشان می­دهد شیوة تحقق مقوله­های واژ-نحوی، این گویش را از سایر زبان­ها و گویش­های ایرانی متمایز می­سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر می­کوشد پنج مورد از مقوله­های واژ-نحوی اسم از جمله شمار، جنس دستوری، معرفگی، حالت دستوری و مالکیت را در این گویش بررسی و به صورت زبان‌شناختی توصیف کند. در این راستا، پیکرة زبانی مورد استناد و نیاز پژوهش به شیوة میدانی و ضبط گفتار آزاد، توزیع پرسشنامه و انجام مصاحبه با هفت گویشور مرد و پنج گویشور زن بومی، میان‌سال به بالا، بی­سواد/ کم­سواد و در محیط کاربرد طبیعی این گویش گردآوری شد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که شیوة تحقق این مقوله­های واژ-نحوی در بشاگردی، شباهت­های بنیادینی با شیوة تحقق مقوله‌های همتای خود در فارسی معیار دارد که البته این امر بازتاب و نتیجة طبیعی خویشاوندی آن‌ها است. به­علاوه، بشاگردی به­دلیل برخورداری از ویژگی­های منحصربه‌فرد گویشی، از راهبردهای زبانی ویژه­ای برای این منظور بهره می­گیرد که مهم­ترین آن‌ها عبارتند از: 1. به­کارگیری نشانه­های منحصربه­فرد معرفه‌ساز و نکره‌ساز؛ 2. بهره­مندی از نظام حالت­نمایی کنایی گسسته و واژه­بست‌های عامل در نظام گذشتة افعال متعدی ؛ 3. کاربرد واژه­بست­های مفعولی مجزا برای زمان­های گذشته/ غیرگذشته؛ 4. بهره­گیری از صورت­های فعل /bit(-en)/ «داشتن» به ‌همراه ساختار کنایی گسسته (در همة زمان­ها) برای نمایش مالکیت.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>An investigation of the noun system in South Bashagardi reveals that the manifestation of its morpho-syntactic categories distinguishes this dialect from other Iranian dialects and languages. Accordingly, the present research tries to linguistically investigate and describe five nominal morpho-syntactic categories of this dialect including number, gender, definiteness, case, and possession. Accordingly, the research data were collected by fieldwork method and recording the free speech, filling questionnaires and interviewing seven male and five female middle-aged and illiterate/under-educated native speakers in the natural environment of language use. Research findings show that the manifestation of investigated nominal morpho-syntactic categories in Bashagardi has a fundamental similarity with the corresponding categories in standard reflecting their familial kinship. Moreover and as a result of having dialectal peculiarities, Bashagardi utilizes certain linguistic strategies to that aim, the most important of which are: using peculiar definite and indefinite markers, exploiting a split-ergative case-marking system and agent cilitics in the past tense system of transitive verbs, employing distinct object pronominal clitics for past and non-past tenses, and utilizing different verbal forms of “bit-en” “to have” (in all tenses) along with split-ergative structure to represent possession.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>167</FPAGE>
						<TPAGE>198</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عباسعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آهنگر</Family>
						<NameE>Abbas Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ahangar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه سیستان و بلوچستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahangar@english.usb.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی اصغر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رستمی ابوسعیدی</Family>
						<NameE>Ali Asghar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rstami-Abusa&amp;rsquo;eedi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شهید باهنر کرمان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rostamiabu110@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سپهر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صدیقی نژاد</Family>
						<NameE>Sepehr</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Seddiqi-nejad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه سیستان و بلوچستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>s_seddiqi_nejad@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گویش بشاگردی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصریف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>واژه‌بست</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ویژگی‌های واژ-نحوی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ارانسکی، یوسف میخائیلویچ. (1378). زبا‌ن‌های ایرانی. ترجمة علی­اشرف صادقی. تهران: سخن.##آهنگر، عباسعلی. مطلبی، محمد. و رزمدیده، پریا. (1394). بررسی فرآیند واژه­سازی ترکیب در گونة زبانی رودبار جنوب (اسلام آباد).  ادب و زبان، 38، صص.  19-54.##رستمی­ابوسعیدی، علی­اصغر. (1382). وجه تمایز گویش بشاگردی و فارسی در بعضی جنبه­های آوایی و دستوری. نشریة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، 13، صص. 105-122.##صدیقی­نژاد، بختیار. (1389). بررسی توصیفی ساخت‌واژة گویش بشاگردی. پایان­نامة کارشناسی ارشد زبان­شناسی همگانی، زاهدان: دانشگاه سیستان و بلوچستان.##صدیقی­نژاد، بختیار. آهنگر، عباسعلی. و رستمی­ابوسعیدی، علی­اصغر. (1393). برخی از مشخصه­های دستوری متمایز گویش بشاکردی. مقالات دومین همایش بین­المللی زبان­ها و گویش­های ایرانی، ویراستة محمود جعفری­دهقی، 81-82. تهران: مرکز دایرة­المعارف اسلامی.##صدیقی­نژاد، سپهر. عباسعلی. و رستمی­ابوسعیدی، علی­اصغر. (1394). معرفی دستگاه ضمایر و حالت در گویش بشاگردی جنوبی. سومین همایش ملی زبان­شناسی و آموزش زبان فارسی؛ چشم‌انداز پژوهش­های زبان در قرن 21، جلد 7، صص. 151-173.##ماهوتیان، شهرزاد. (1384). دستور زبان فارسی از دیدگاه رده­شناسی. ترجمة مهدی سمائی. تهران: مرکز.##موشکالو، ویاچسلاو. (1383). بشکردی. ترجمة لیلا عسگری. گویش­شناسی، 2، صص. 96-101.##وحیدیان کامیار، تقی. (1381). دستور زبان فارسی (1). تهران: سمت.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل نشانه‌شناختی ساختار ادبی سه‌خشتی‌های کُرمانجی</TitleF>
				<TitleE>A semiotic survey on literary structure of the Sechischti lyrics of the Iranian Kurmanj nomads</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5832.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.33861.1142</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ترانه‌های سه‌خشتی بخشی از ادبیات شفاهی قوم کُرمانج است، که با سه مصراع هشت هجایی با واژه‌هایی برآمده ‌از طبیعت و زندگی روزمره و برپایة تجربیات فردی و خاطرات قومی شاعران ناشناس بومی سروده شده‌اند. در این پژوهش به ‌عنوان یک موردکاوی نشانه‌شناختی با رویکرد تحلیلی ـ تفسیری و با هدف توسعه‌ای، ابتدا به توصیف محتوای کلامی و رده‌بندی واحدهای نشانه‌ای سه‌خشتی‌ها و سپس به ریخت‌شناسی، تحلیل ساختاری و واکاوی دلالت‌های ضمنی آن‌ها پرداخته می‌شود. جامعة آماری این مقاله شامل هفتصد و پنجاه سه‌خشتی کُرمانجی است که از سه کتاب منتشرشده در ایران برداشت شده‌اند. بررسی نشانه‌های رایج نشان داد که در سطح دال، چهار دستة اصلی زیر به‌ ترتیب دارای بیش‌ترین کاربرد در ساخت‌بندی معنا و جانشینی مجازی یا استعاری انسان هستند: 1. نشانه‌های برگرفته از جانوران؛ 2. نشانه‌های برگرفته از گیاهان؛ 3. نشانه‌های برگرفته از اشیا؛ 4. نشانه‌های برگرفته از پدیده‌های طبیعی. دلالت‌های ضمنی (معناهای ثانویه یا لایه‌های معنایی اجتماعی ـ فرهنگی و پیوندهای شخصی) این نشانه‌ها وابستگی ژرفی با ویژگی‌های قومی، شرایط اجتماعی-اقتصادی، سبک زندگی و تجربة دیرپای تاریخی کُرمانج‌ها دارد. بدون شناخت جایگاه این نشانه‌ها و فهم معانی ثانویة آن‌ها، ارتباط ادبی با سه‌خشتی کُرمانجی دشوار خواهد بود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>This paper, as a semiotic study with an interpretive analytical approach, has tried to classify the common allegorical or metaphorical signs in 750 selected Sechischti, in order to achieve a morphology. Sechischti lyrics are an important part of the literature and folklore of the Iranian Kurmanj nomads. A Sechischti has three hemistiches, each with eight syllables, with words derived from nature and everyday life based on individual experiences and ethnic memories of indigenous anonymous poets. A survey of common signs revealed that, the four main categories of signs represents or substitutes of human in the Kurmanj Sechischtis are as follows: 1. Signs taken from animals; 2. Signs taken from plants; 3. Signs taken from objects; 4. Signs taken from natural phenomena. Connotations of these signs has deep dependence on ethnic characteristics, socioeconomic conditions, lifestyles and historical experiences of Kurmanjs. Literary communication with Kurmanj Sechischti will be difficult without recognizing the significance of these signs and understanding their connotations.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>199</FPAGE>
						<TPAGE>218</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>آیگین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مردانی</Family>
						<NameE>Aigin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mardani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشکده پژوهش‌های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mardaniaigin@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>صدرالدین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طاهری</Family>
						<NameE>Sadreddin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Taheri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشکده پژوهش‌های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>s.taheri@aui.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گویش‌های ایرانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نشانه‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ریخت‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادبیات کُرمانجی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سه‌خشتی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدپناهی سمنانی، محمد. (1364). ترانه‌های ملی ایران. تهران: مؤلف.##آدامز، لوری. (1392). روش‌شناسی هنر. ترجمة علی معصومی. چاپ سوم، تهران: نظر.##بهار، محمدتقی. (1334). تاریخ تطور شعر فارسی. مشهد: چاپخانه خراسان.##بهار، محمدتقی. (1351). بهار و ادب فارسی: مجموعه یک‌صد مقاله از ملک الشعرای بهار. ج اول. به کوشش محمد گلبن. تهران: فرانکلین.##بهار، محمدتقی. (1366). تاریخ سیستان، تهران: پدیده خاور.##توحدی، کلیم‌الله. (1374). ترانه‌های کُرمانجی خراسان. مشهد: واقفی.##توحدی، کلیم‌الله. (1393). هزار و یک شب کُرمانج: فلسفه شعر و موسیقی کُرمانج خراسان، داستان‌ها، حکایت‌ها و روایت‌ها. مشهد: توحدی.##حسین‌پور، اسماعیل. (1393). دیار و دوتار، تحلیل سه‌خشتی‌های کُرمانجی کردهای خراسان. قم: عمو علوی.##ذوالفقاری، حسن. (1395). انواع بومی سرودهای خراسان. جستارهای ادبی، 194، صص. 127-157.##رز، ژیلیان. (1394). روش و روش‌شناسی تحلیل تصویر. مترجم: سیدجمال‌الدین اکبرزاده جهرمی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.##رستمی، عظیم. و رستمی، فرامرز. (1387). یکصد سه‌خشتی کُرمانجی. مشهد: سخن‌گستر.##سپاهی لائین، علیرضا. (1376). سه‌خشتی شعر ویژة کُرمانج‌ها. ‌ادبیات و زبان‌ها، 21، صص. 158-163.##سجودی، فرزان. (1395). نشانه‌شناسی کاربردی. تهران: علم.##شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1373). موسیقی شعر. تهران: آگاه.##شمیسا، سیروس. (1370). انواع ادبی. تهران: باغ آینه.##شمیسا، سیروس. (1390). انواع ادبی. چ4، تهران: میترا.##صفوی، کورش. (1386). زبان‌شناسی و ادبیات. تهران: هرمس.##صفوی، کورش. (1394). آشنایی با نشانه‌شناسی ادبیات. تهران: علمی.##طاهری، صدرالدین. (1396). نشانه‌شناسی کهن‌الگوها، در هنر ایران باستان و سرزمین‌های همجوار. تهران: شورآفرین.##طبیب‌زاده، امید. (1389). بررسی تطبیقی وزن‌های کمی و تکیه‌ای- هجایی در فارسی و گیلکی. ‌ادب‌پژوهی، 11، صص. 8-30.##علی‌پور، اسماعیل. (1395). سروده‌هایی از شاخه‌ ادبیات شفاهی ایران: سه‌خشتی‌های کُرمانجی. زبان فارسی و گویش‌های ایرانی، 1 (1)، صص. 113-131.##متولی حقیقی، یوسف. (1391). بررسی بازتاب برخی از وقایع تاریخی و اجتماعی در موسیقی مقامی قوچان. پژوهش‌نامة تاریخ، 28، صص. 149-173.##مسیح، هیوا. (1386). سه‌خشتی، ترانه‌های کوچک کُرمانج. تهران: نگاه.##مکاریک، ایرنا ریما. (1393). دانش‌نامة نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمة مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: آگه.##مکری، محمد. (1329). گورانی یا ترانه‌های کردی. تهران: کتابخانه دانش.##نیک‌بخش، زینب. (1395). گذری بر نوخسروانی‌ها و کوته سروده‌های محلی. مطالعات ادبیات، عرفان و فلسفه، 2 (2)، صص. 122-133.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تناوب سببی و ضدسببی در زبان کردی (گویش سورانی)</TitleF>
				<TitleE>The Causative/ Anti-causative ALternation in Kurdish (Sorani Dialect)</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5815.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.34472.1157</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مسئلة تناوب سببی و ضدسببی در کانون پژوهش‌های نظری در حوزة ساختار موضوعی در سطح روابط نحو و معناشناسی قرار دارد. در تبیین این تناوب، دو دیدگاه عمدة گذرایی­زدایی و سببی­سازی بر این عقیده هستند که دو گونة این تناوب دارای مدخل‌های متمایز واژگانی نمی­باشند. به عبارت دیگر، بر اساس این دو رویکرد، هر کدام از گونه­های این تناوب از مدخل واژگانی گونة دیگر مشتق می­شود. در این پژوهش با استناد به داده­های زبان کردی گویش سورانی نشان می‌دهیم که در تناوب سببی و ضدسببی رابطة اشتقاقی دو طرفه وجود ندارد بلکه هر دو گونه از یک مدخل واژگانی خنثی مشتق می­شوند. در لابلای این تحلیل، در سطحی زبان­ویژه، به بررسی وجود تنوع ساخت­واژی بر گونه‌های این تناوب­، محدودیت­های فعلی انتخابی افعال در هر دو گونه و توزیع گروه حرف ­اضافه در ارتباط با موضوع بیرونی پرداخته می‌شود. در این پژوهش استدلال می­شود که عاملیت و سببیت در سطوح مختلف به ساخت معرفی می­شوند و تفاوت مجهول و گونة ضدسببی در فرافکن هستة جهت می­باشد؛ به این صورت که مجهول دارای هستة جهت ولی ضدسببی فاقد این هسته می‌باشد. </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The causative/anti-causative alternation has engendered theoretical interest within studies of argument structure at the syntax-semantic interface. The two prominanet appraoches to the syntax of the alternation, that is detransivitation and causation, do not posit distinct lexical entries for the alternation. In other words, these approaches build on the idea that one of the two alternants is derived from the other one. The purpose of this articl; however, is to show, based on Kurdish data, that there is not a derivational two-way relationship between the alternants in the alternation. Rather, it argues that both alternants are derived from a neutral single lexical entry. In so doing, evidence will be drawn from the existence of morphological variations on these alternations, verb selections and restrictions, and the contribution of prepositional phrase in relation to external argument. It will also be argued that agentivity and causativity are introduced to the structure as different projections, with the passive projecting a voice projection, while the anti-causative does not so.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>219</FPAGE>
						<TPAGE>241</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شاهین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>احمدی‌شاد</Family>
						<NameE>Shahin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ahmadi Shad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان انگلیسی و زبان‌شناسی‌، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh_ahmadi_sh@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>یادگار</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کریمی</Family>
						<NameE>Yadgar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Karimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>y.karimi@uok.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>غلامحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کریمی دوستان</Family>
						<NameE>Gholam Hossein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Karimi-doostan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gh5karimi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد صدیق</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زاهدی</Family>
						<NameE>Mohammad Seddigh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zahedi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان‌انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sediza1353@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تناوب (ضد) سببی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>(نا)گذرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ساخت موضوعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مجهول</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان کردی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>دبیرمقدم، محمد. (1384). ساخت­های سببی در زبان فارسی. پژوهش­های زبان­شناختی فارسی. چاپ اول. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##درزی، علی. و کرم­پور، فاطمه. (1391). بررسی ساخت­های سببی ساخت­واژی زبان فارسی. پژوهش‌های زبانی. 3 (2)، صص. 23-41.##رضایی، والی. و شجاعی، فرخنده. (1393). ساخت ناگذرا در گویش بختیاری مسجد سلیمان. فصلنامة مطالعات زبان و گویش­های غرب ایران. 2 (5)، صص. 21-40.##شجاعی، راضیه. و کریمی­دوستان، غلامحسین. (1394). عوامل مؤثر بر تناوب سببی در زبان فارسی. دوماه­نامة جستارهای زبانی. 6 (5)، صص. 161-283.##صفری، علی. و کریمی­دوستان، غلامحسین. (1391).تناوب سببی در زبان­ فارسی. پژوهش­های زبانی.  4 (1)، صص. 75-94.##طبیب­زاده، امید. (1393). تناوب­های آغازی/سببی و معلوم/مجهول در فارسی. مجله ادب پژوهشی، (30)، صص. 9-28.##عباسی، مهدی. و کریمی­دوستان، غلامحسین. (1398). تناوب­ سببی در گویش خوری. دوفصلنامة زبان‌شناسی گویش­های ایرانی . 4 (1)، صص. 1-25.##ویسی­حصار، رحمان. و کریمی­دوستان، غلامحسین. (1387). حفظ یک ماده باستانی­ساز در ساخت مجهول در زبان کردی. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد. (160).##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی پیکره‌‌بنیاد زایایی پیشوندهای اشتقاقی در گونة نوشتاری زبان فارسی معاصر</TitleF>
				<TitleE>A Corpus-based Study of Productivity of Derivational Prefixes in the Written Variety of Contemporary Persian</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5759.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.35234.1170</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مباحث مورد توجه در ساخت‌واژه به طور عام و در فرایندهای واژه‌سازی به طور خاص مطالعة زایایی است. عمدة صاحب‌نظران این حوزه، زایایی را یک مفهوم مدرج می‌دانند و آن را بر روی یک پیوستار تعریف می‌کنند. پژوهش حاضر به منظور پاسخ به سه پرسش زیر صورت می‌گیرد: 1. پیشوندهای مورد مطالعه در این پژوهش از حیث زایایی در چه مرتبه‌ای نسبت به هم قرار دارند؟، 2. کدام ‌یک از پیشوندها حافظ ‌مقوله و کدام ‌یک تغییردهندة‌ مقوله به شمار می‎روند؟ و 3. هر یک از پیشوندها به لحاظ سرنمونی به چه مقولة واژگانی متصل می‌شوند؟ برای انجام این مطالعه، ابتدا با استناد به آثاری که در آن‌ها پیشوندهای زبان فارسی معرفی و بررسی شده‌اند، 19 پیشوند اشتقاقی انتخاب شد. در مرحلة بعد داده‌های پژوهش توسط نرم‌افزار انت‌کانک از پیکرة 150 میلیون کلمه‌ای همشهری 2 استخراج شد و سپس برحسب شاخص‌ زایایی سراسری باین (2009) و نظریة سرنمون رُش (1975، 1977، 1978) مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان دادند که پیشوند «-غیر» دارای بیش‌ترین و پیشوند «-بل» دارای کم‌ترین میزان زایایی است. برای پاسخ به پرسش‌های دوم و سوم نیز، هر پیشوند توسط آزمون آماری مجذور خی در نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس به طور جداگانه بررسی شد و مشخص شد چه پیشوندهایی حافظ ‌مقوله و چه پیشوندهایی تغییردهندة‌ مقوله هستند. همچنین سرنمون مقولة درونداد هر یک از پیشوندها نیز مشخص شد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the significant issues in morphology, generally and in word-formation processes, especially is productivity. Most researchers consider productivity as a gradient concept and define it in a continuum. The present research is about to answer three questions below: 1. what are the rankings of the studied prefixes in terms of productivity? 2. Which of the prefixes is category-preserving and which one is category-changing? 3. What is the prototypical input of each prefix? In order to answer the questions, first, 19 derivational prefixes of Persian were selected based on the works in which Persian derivational prefixes had been presented. Then, the data of the research were extracted from the 150 million words corpus of Hamshahri 2 by the AntConc software and after that they were transferred to Excel program to be tagged and analyzed based on Baayen&#039;s (2009) global productivity measure and Rosch&#039;s (1975, 1977, 1978) prototype theory. The results showed that /Gejr/ is the most and /bol/ is the least productive prefixes of Persian language. For answering the second and third questions, each prefix was studied independently by the chi-square statistical test in SPSS software and the category-changing or category-preserving features of each prefix were specified. Also, the prototypical lexical category of each prefix input were identified.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>243</FPAGE>
						<TPAGE>265</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حمیرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عابدینی</Family>
						<NameE>Homeira</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abedini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>homi238@googlemail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>امیرسعید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مولودی</Family>
						<NameE>Amirsaeid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Moloodi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amirsaeid.moloodi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خرمایی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khormaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>khoalireza23@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیشوند اشتقاقی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روش پیکره‌بنیاد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زایایی سراسری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حافظ ‌مقوله</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تغییردهندة ‌مقوله</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی گیوی، حسن. و انوری، حسن. (1392). دستور زبان فارسی2. تهران: انتشارات فاطمی.##امیرارجمندی، سیده نازنین. و عاصی، مصطفی. (1392). زایایی فرآیند ترکیب در زبان فارسی. زبان شناخت، 4 (1)، 14-1.##انوری، حسن. (1382). فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن.##بدخشان، ابراهیم. (1389). بررسی پیکره‌بنیاد میزان زایایی فرآیند ترکیب در زبان فارسی امروز. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##دهخدا، علی‌اکبر. (1377). لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران.##راسخ مهند، محمد. (1393). درآمدی بر زبان‌شناسی شناختی: نظریه‌ها و مفاهیم. تهران: انتشارات سمت.##رواقی، علی. (1388). بررسی پسوندها در زبان فارسی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##شقاقی، ویدا. (1389). مبانی صرف. تهران: انتشارات سمت.##عمید، حسن. (1371). فرهنگ عمید. چاپ هشتم، تهران: انتشارات امیرکبیر.##فراگردی، راحله. (1389). پیشوندهای زبان فارسی. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##فرشیدورد، خسرو. (1386). فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی همراه گفتارهایی دربارۀ دستور زبان فارسی. تهران: زوّار.##کلباسی، ایران. (1391). ساخت اشتقاقی واژه در فارسی امروز. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##معین، محمد. (1378). فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شاخص‌ها و مراحل ساخت پیکرة زبانی: گونة نوشتاری و گفتاری</TitleF>
				<TitleE>Steps to be followed in corpus construction: written and spoken language corpora</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5809.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.36080.1187</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>این پژوهش تلاش دارد با جمع­آوری اطلاعات مربوط به شاخص­ها و مراحل ساخت پیکرة زبانی، به پژوهشگران در زمینة ساخت انواع پیکره‌های زبانی کمک کند. در این راستا، در این مقاله، پس از بررسی نظرات پژوهشگرانی که اقدام به ساخت پیکره­هایی در زبان­های مختلف کرده­اند، به شاخص­های کلی ساخت پیکره­های زبانی پرداخته می‌شود. این شاخص­ها مربوط به ساخت گونه­های متنی و گفتاری پیکره است که نمونه‌گیری، نمایندگی، توازن، اندازه، نوع پیکره و  یک‌دستی را شامل می‌شوند. سپس، فرآیند ساخت پیکرة متنی ارائه می‌شود که انتخاب متون، پیش‌پردازش متون و حاشیه­نویسی را در بر می‌گیرد و در این راستا به تفصیل دربارة هر یک از مراحل توضیح داده می‌شود. در پایان، فرآیند ساخت پیکرة گفتاری بیان می‌شود که جمع­آوری داده­ها، آوانویسی، نمایش و حاشیه‌نویسی و دسترسی را در بر می‌گیرد. دربارة هر یک از مراحل مذکور نیز به تفصیل توضیح داده می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The aim of this paper is to take readers through the basic steps involved in building a corpus of language data for different purposes. This is done via gathering information about corpus construction from related sources. After a review of literature (regarding corpus construction and the use of corpus in different fields) , this article offers advice in a non-technical style to help the researchers to make sure that their corpus is well-designed and fit for the intended purpose. Key points to be considered in constructing any corpus (written or spoken language) include: Sampling, Size, Representativeness, Balance, General vs. Specialized corpus and Homogeneity. The steps involved in constructing a text corpus are: text selection, text normalization and different kinds of annotation. The steps to be followed in constructing a spoken language/speech-based corpus are: data gathering, transcription, representation, annotation and access. In this paper all the afore-mentioned steps have been explained with related details.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>267</FPAGE>
						<TPAGE>290</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>الهام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>علایی ابوذر</Family>
						<NameE>Elham</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Alayiaboozar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alayi@irandoc.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیکره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاخص‌های کلیدیِ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ساخت پیکره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرآیند ساخت پیکره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گونة نوشتاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گونة گفتاری</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آیت، سید سعید. (1389). طراحی و پیاده‌سازی دادگان دایفون زبان فارسی برای کاربرد زبانشناسی رایانه‌ای. پژوهش­های زبان­شناسی، 2 (3)، صص. 11-1.##بی‌جن‌خان، محمود. (1383). نقش پیکره‌های زبانی در نوشتن دستور زبان: معرفی یک نرم‌افزار رایانه‌ای. مجلۀ زبان‌شناسی. سال نوزدهم، 2، صص. ۴۸-۶۷.##محمدی، رؤیا. (1391). ساخت پیکرۀ تطبیقی فارسی-انگلیسی و استخراج جملات موازی از آن. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. دانشگاه الزهرا (س). دانشکدۀ فنی و مهندسی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی و مقایسة مفهوم‌پردازی‌های سر و دل در شاهنامه، خسرو و شیرین نظامی و غزلیات شمس از دیدگاه شناختی</TitleF>
				<TitleE>Examining and Comparing Head and Heart Conceptualization in Shah Nameh (Book of Kings), Khosro-Shirin of Nezami and Shams&#039; Ghazals (Sonnets) in the Cognitive View</TitleE>
                <URL>https://jill.shirazu.ac.ir/article_5712.html</URL>
                <DOI>10.22099/jill.2020.35852.1186</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>دیدگاه شناختی، استعاره را ابزاری زبانی ـ مفهومی می­داند که انسان از آن در جهت شناخت و بیان مفاهیم پیرامون خود استفاده می­کند. بر اساس این نظریه بسیاری از مفاهیم به کمک استعاره برای انسان قابل درک می­شوند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با توجه به دیدگاه شناختی به مقایسه و بررسی مفهوم‌سازی‌های سر و دل در شاهنامه­، غزلیات شمس و خسرو و شیرین نظامی می­پردازد. این پژوهش در پی پاسخ به دو پرسش است که شعرای مذکور در مفهوم­سازی خود از کدام مفاهیم مبدأ کمک گرفته­اند و در تمایز زبان شعری‌شان از زبان روزمره از چه ابزارهای شناختی استفاده کرده­اند؟ یافته‌های این پژوهش نشان می­دهد که در بیش­تر استعاره‌ها، سر و دل با مفاهیم عینی­تری ­چون انسان، حیوان، گیاه، ظرف و شیء مفهوم­پردازی شده­اند و دیگر این­که شعرای مذکور هرچند تحت تأثیر سنن ادبی، زبانی و ریشه­های فرهنگی گاهی از استعاره‌های ­همانندی استفاده کرده­اند؛ ­­اما هر یک با بهره­گیری از سازوکارهای شناختی گسترش، الغاء، ترکیب و هم­چنین با گریز از قواعد زبانی به ایجاد تصاویری بدیع پرداخته­اند که همین امر سبب تمایزِ مفهوم­پردازی­های آن‌ها شده ­است. </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The cognitive view considers metaphor a verbal-conceptual device that humans employ to recognize and express the concepts in their environment. Based on this theory, humans make many concepts understandable through metaphors. The present study is a descriptive-analytical research that relies on a cognitive approach to investigate and compare “head and heart” conceptualizations in Shah Nameh, Ghazaliyat-e Shams and Nezami&#039;s Khosrow and Shirin. The study, more specifically, seeks to answer the following questions: (1) What are the primary concepts used by the afore-mentioned poets in this mode of conceptualization? (2) What are the cognitive mechanisms used in these literary works to distinguish their poetic language from ordinary, everyday language? The findings of the present study indicate that the head and the heart were conceptualized in most metaphors through more objective entities such as “humans”, “animals”, “plants”, “container metaphors” and “objects.” Furthermore, although the poets in some cases used similar metaphors in accordance with their literary traditions, linguistic conventions, and cultural roots, they drew on such cognitive mechanisms as extending, negating and combining, while deviating from some linguistic rules, to create innovative images and contribute to the distinction of their conceptualizations.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>291</FPAGE>
						<TPAGE>315</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>غلامحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسماعیلی</Family>
						<NameE>Gholam Hossein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Esmaeili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gholamhosein.esmaeli56@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طحان</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tahan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tahanahmad@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فرزانه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مظفریان</Family>
						<NameE>Farzaneh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mozaffarian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>f-mozaffarian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>استعاره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اندام‌واژه خسرو و شیرین</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دیدگاه شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزلیات شمس</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم (1386ه.ش). ترجمة مهدی الهی قمشه­ای، قم: عترت.##انوری، حسن. (1393).  فرهنگ بزرگ سخن. چاپ هشتم، تهران: انتشارات سخن.##اِوَنز، وی‌ویان. گرین، مِلانی. (1398). الف - ب زبان­شناسی شناختی. ترجمة جهانشاه میرزابیگی. چاپ یکم، تهران: آگاه.##بهنام، مینا. (1389). استعارۀ مفهومی نور در دیوان شمس. نقد ادبی، 3 (10)، صص. 91-114.##توفیقی، حسن. تسنیمی، علی. علوی مقدّم، مهیار. (1395). واکاوی الگوهای نظام‌مند استعاری و صورت‌های بلاغی (مطالعه موردی: شعر رودکی). بلاغت کاربردی و نقد بلاغی، 1(2)، صص. 117-134.##دهخدا، علی‌اکبر. (1377). لغت‌نامه. زیر نظر معین و سیدجعفر شهیدی. چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.##شریفیان، فرزاد. (1393). مقدمه­ای بر زبان‌شناسی فرهنگی. ترجمة لیلا اردبیلی. چاپ اول، تهران: نویسة پارسی.##شمیسا، سیروس. (1381). بیان. چاپ نهم، تهران: انتشارات فردوس.##صبوری، نرجس بانو. ذبیح نیا، آسیه. (1397). بررسی مفهوم­سازی چشم در غزلیات حافظ از دیدگاه شناختی. پژوهشنامۀ نقد ادبی و بلاغت، 7 (2)، صص. 115- 134.##فردوسی، ابوالقاسم. (1388). شاهنامه.بر اساس نسخة نه‌جلدی مسکو. چاپ چهارم، تهران: ققنوس.##قادری، سلیمان (1392). مفهوم­پردازی دل، جگر و چشم در بوستان سعدی. نقد ادبی، 6 (32)، صص. 105-123.##کوچش، زولتان. (1394). استعاره در فرهنگ جهانی‌ها و تنوع. ترجمة نیکتا انتظام. چاپ اول، تهران: انتشارات سیاهرود.##کوچش، زولتان. (1395). زبان ذهن و فرهنگ مقدمه­ای مفید و کاربردی، ترجمةجهانشاه میرزا بیگی. چاپ یکم، تهران: انتشارات آگاه.##کوچش، زولتان. (1396). استعاره مقدمه­ای کاربردی. ترجمة جهانشاه میرزابیگی، چاپ یکم، تهران: آگاه.##لیکاف، جورج، جانسون، مارک. (1397). استعاره­­هایی که با آن­ها زندگی می ­کنیم. ترجمة جهانشاه میرزا بیگی. چاپ اول، تهران: نشر آگاه.## معین، محمد. (1379). فرهنگ فارسی. چاپ شانزدهم، تهران: سپهر.          ##مولوی، جلال‌الدین. (1378). کلیات دیوان شمس تبریزی. به تصحیح بدیع‌الزمان فروزان‌فر. چاپ اول، تهران: سرایش.      ##نظامی، الیاس بن‌یوسف. (1390). خسرو و شیرین. به تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی. چاپ دوازدهم، تهران: قطره.##هاشمی، زهره. (1394). عشق صوفیانه در آیینة استعاره. چاپ اول، تهران: نشر علمی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				