هنگامه واعظی؛ معراج نوعی هشجین؛ سیدمحمد رضی نژاد
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی بازنمود مفاهیم معنایی مسیر و شیوه در فعلهای حرکتی زبان ترکی آذری بر اساس نظریه تالمی (2000 الف و ب)میپردازد. در این چارچوب نظری، زبانها به دو گروه فعلبنیاد و قمربنیاد تقسیم ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی بازنمود مفاهیم معنایی مسیر و شیوه در فعلهای حرکتی زبان ترکی آذری بر اساس نظریه تالمی (2000 الف و ب)میپردازد. در این چارچوب نظری، زبانها به دو گروه فعلبنیاد و قمربنیاد تقسیم میگردند. در گروه اول رویداد حرکت از طریق فعل و در گروه دوم از طریق قمر بازنمایی میشود. این پژوهش دو هدف را دنبال میکند؛ اول اینکه زبان ترکی آذری در کدام یک از این گروهها قرار دارد. دوم، فرضیه فِرِز (2008) و مسگرخویی (1392) مبنی بر فعلبنیاد بودن آن را به چالش میکشد. به همین منظور پیکرهای متشکل از 160 فعل حرکتی (اعم از ساده و مرکب) از فرهنگ لغت و صدای ضبط شده 20 گویشور (50-70 ساله) تهیه شده است. بررسی شواهد زبان ترکی نشان میدهد که در بسیاری از فعلهای حرکتی ترکی آذری، عناصر حرکتی از طریق خود فعل محقق میگردند. در دیگر افعال (به ویژه فعلهای مرکب) نمود مسیر و شیوه از طریق وابسته فعلی در حاشیه آن صورت میگیرد. بنابراین در زبان ترکی آذری، ویژگیهای هر دو گروه مشاهده میشود. از این رو زبان ترکی بر روی پیوستاری میان زبانهای فعلبنیاد و قمربنیاد قرار دارد. چنین ویژگیای نشان میدهد که رده افعال حرکتی در زبان ترکی که در گذشته فعلبنیاد تلقی میشدند، در حال حاضر تحت تاثیر زبان فارسی تغییر داشتهاند که این امر خود را بیشتر در فعلهای مرکب نشان میدهد.