علی صفری
چکیده
این مقاله برآن است تا نگاهی به ساخت کنایی گسسته در گویشهای تاتی جنوبی و دگرگونی آن به صورت الگوی فاعلی داشته باشد.در گویشهای تاتی جنوبی ساخت کنایی در نمود تام و فعلهای مشتق از بن ماضی ظاهر میشود. ...
بیشتر
این مقاله برآن است تا نگاهی به ساخت کنایی گسسته در گویشهای تاتی جنوبی و دگرگونی آن به صورت الگوی فاعلی داشته باشد.در گویشهای تاتی جنوبی ساخت کنایی در نمود تام و فعلهای مشتق از بن ماضی ظاهر میشود. در این صورت عامل در جملات متعدی دارای حالت غیرمستقیم و مفعول دارای حالت مستقیم است. در جملات لازم تنها موضوع فعل دارای حالت مستقیم است. ساخت کنایی گسسته در گویشهای مختلف تاتی جنوبی توصیف شده و با یکدیگر مقایسه شدهاند. در این مقاله نشان داده میشود که بر اثر نفوذ زبانهای فارسی و ترکی که فاقد ساخت کنایی هستند، این ساخت در گویشهای تاتی در حال ناپدیدشدن و تبدیل به الگوی فاعلی/ مفعولی است. در این میان گویش اشتهاردی محافظهکارترین گویش محسوب میشود و کنایی گسسته به طور کامل در آن حفظ شده است. در گویشهای دیگر، عامل حالت غیرمستقیم خود را از دست داده است. برای تبیین چگونگی دگرگونی ساخت کنایی در تاتی به پیروی از یانگ (2000) عوامل بیرونی و درونی در تغییر الگوی کنایی موثر تشخیص داده میشوند.