تحلیل اشتقاق و تصریف فارسی در چارچوب صرف تابع‌های صیغگانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات قم

2 استادیار زبانشناسی دانشگاه حضرت معصومه (س) قم

3 استادیار گروه زبان شناسی دانشگاه الزهرا(س)

10.22099/jill.2020.37177.1198

چکیده

در برخی انگاره‌های صرفی با اتخاذ رویکرد صیغگانی در تحلیل اشتقاق و تصریف، تمایز سنتیِ میان تصریف و اشتقاق کمرنگ گشته و تابع‌های صیغگان‌ که نقش قواعد صرفی را به عهده دارند، در تصریف و واژه‌سازی بر پایۀ هر واژه (قاموسی) اعمال می‌شوند. در نظریه‌های استنباطی- بازنمودی همچون نظریۀ صرف تابع‌های صیغگانی استامپ (2001) که رویکردی واژه‌بنیاد دارند، وجود صیغگان اشتقاقی نیز به موازات صیغگان تصریفی تأیید شده است. مسئلۀ اصلی این پژوهش این است که چگونه می‌توان در زبان فارسی فرایندهای اشتقاقی و تصریفی را با توجه به معیارهای صرف تابع‌های صیغگانی با رویکرد صیغگانی مقایسه و تحلیل کرد. هدف از تحلیل صیغگانی روشن شدن سازمان‌بندی واژگان است تا نمایش صریحی از روابط مستقیم و غیرمستقیم بین صورتگاه‌های یک واژه (قاموسی) را نشان دهد. بدین‌منظور، 40 واژۀ فعلی، صورت‌های مشتق و تصریف‌شدۀ آنها و روابط بین آن‌ها بر اساس این معیارها تحلیل شدند. مهم آن‌که، دراین پژوهش دو رویکرد همسوی استامپ (2001) و بیچر(2004) را تلفیق نموده‌ایم تا علاوه بر تحلیل رویکرد صیغگانی استامپ(2001) در تحلیل صرفی زبان فارسی، روابط بین کلمات مشتق و مفاهیم صیغگانی در زبان فارسی برطبق مدل بیچر(2004) صریح‌تر تعریف و تبیین گردد. شواهد نشان داد که رویکرد صیغگانی به اشتقاق و تصریف تقریباَ یکسان است و فقط در برخی ویژگی‌ها تفاوت دارند که ناشی از نقش‌های متفاوت این دو است. همچنین، در تحلیل صیغگانی واژه‌بنیاد، مسئلۀ عدم تقارن یک به یک میان صورت و معنا که تحلیل تکواژبنیاد را به چالش کشیده، رفع می‌گردد، چرا که کُلیّت یک صورتگاه معرّفِ یک معنا است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Study of Persian Derivation and Inflection Based on Paradigm Function Morphology

نویسندگان [English]

  • Tahereh Ghotbi Karimi 1
  • faezeh Arkan 2
  • Azita Abbasi 3
1 PhD student of General Linguistics, Islamic Azad University, Qom Science and Research branch
2 Department of Linguistics, ,Faculty of Humanities, Hazrat-e Masoumeh University, Qom , Iran
3 Assistant Professor of Linguistics, Linguistics Department, Alzahra University, Tehran
چکیده [English]

In some new morphological theories, by adapting a unified paradigmatic approach to the analysis of derivation and inflection, their traditional distinction has been diminished and paradigm functions apply to inflection and word formation based on a single lexeme. In the inferential-realizational theories, such as the theory of Paradigm Function Morphology by Stump (2001), taking a lexeme-based approach, traditional notion of inflectional paradigm is the dominant theoretical idea, but the existence of derivational paradigm has been confirmed in parallel with it. The main question of this research is how to account for inflection and derivation in Farsi in terms of the criteria of the Paradigm Function Morphology. To this end, 40 verbal lexemes, their derivatives and inflected forms and relations between them were analyzed with respect to these criteria. It is noticeable that Beecher's model (2004) for derivational paradigm has been used here in line with Stump's theory (2001) to represent the relationships among Persian derived words more explicitly. The findings suggest that the paradigmatic approach and its mechanisms for derivation and inflection are roughly the same and differ only in some features that arise from distinct roles of inflection and derivation. In paradigmatic approach, the direct and indirect relations between cells in inflectional and derivational paradigm as well as their relations with related lexeme are depicted more explicitly and clearly than morpheme-based approach to inflection and derivation. Also, the asymmetry between form and meaning is much better accounted for because one whole cell represent one meaning.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Paradigm Function Morphology
  • paradigm function
  • cell
  • derivational paradigm
  • inflectional paradigm